طبیعت زیبای ایران

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

کویر ، فریاد سکوت

اگر کویروکوه وجنگل ودریا، هرکدوم بشکل انسان میشدند ومن تنها می تونستم بایکی از اونها دوست باشم، من کویر رو انتخاب میکردم ...


چون این دوست خصوصیاتی داره که اون رو ازبقیه جدا میکنه.خصوصیاتی که توی این دوره زمونه خیلی کم رنگ شده.

کویرهیچوقت مثل بقیه نقاب به صورتش نمیزنه وخودش رو پشت شاخ وبرگ تمدن ومظاهر به اصطلاح انسانی پنهان نمیکنه.خاک , تنها حجابی هست که صورتش رو پوشونده.خاکی که خودش هم از جنس اونه !

کویرقناعت رو پیشه خودش کرده وروزگارش روبا کمترین آذوقه سپری میکنه.

کویرمظهر بی نیازیه ودستش رو پیش هیچکس دراز نمیکنه ,حتی منت بارون رو هم نمیکشه.

زمستون وتابستون که همه توش رنگ عوض میکنند وبرای رسوا نشدن , همرنگ جماعت میشن , واسه کویرمعنی نداره وبراش فرقی نداره.

برخلاف ظاهرش که فقیر و تهیدسته , صاحب گنجینه های با ارزشیه.منتها برای پی بردن به اونها اول باید باهاش دوست بشی و حداقل یک شب کنارش بمونی تا بهت اعتماد کنه.بعد خودت میبینی که چتری ازجواهرات زیبا رو بالای سرت بازمیکنه. آره ستاره ها رو میگم.شبهای کویر خزانه جواهراتیه که هیچ پادشاهی توی خواب هم نمیبینه بتونه مثل اونو داشته باشه. وقتی می ایستی واطرافت رو نگاه میکنی , مات ومبهوت میمونی از این همه زیبایی وخشکت میزنه.اونوقته که از خودت می پرسی: من کی هستم یابهتربگم , من چی هستم؟

کویر مظهرسکوت و فریاده. تو سکوتش , بلندترین فریاد و توی فریادش , خاموشترین سکوت رو میشنوی. خدا میدونه چه حرفها که واسه گفتن نداره.

وقتی به کویر و بیابون قدم میذاری ناخودآگاه بیاد عشق می افتی. چقدر جالبه که کویر هم از عاشق ها خوشش میاد , بیابون , همیشه پناهگاه مجنون ها وفرهادها بوده که به جزبیابون, محرمی برای گفتن درد و رازشون پیدا نمیکردند.

اگه میخوای آرامش رو تجربه کنی , یه بار پابرهنه روی ماسه ها قدم بزن. ببین چه لذتی میبری وقتی ذرات ماسه رو زیر پاهات حس میکنی , انگار خودت هم یکی از اونها میشی واز جزء به کل می پیوندی.

بقول یه جغرافیدان وجهانگرد اتریشی(دکترآلفونس گابریل متولد 1892) که چندین سال به تحقیق وسفر درمورد کویرهای ایران پرداخته:

" کویر, کسی را که یکبار دچار افسونش شود , هرگز رها نخواهد کرد."

وقتی به کویر نگاه میکنی , میفهمی که چقدر کوچیکی .ازاینکه نهایتی پیدا نمیکنی تا نگاهت رو محدود کنی ,به وسعتش پی میبری , وسعتی به اندازه نگاهت.

من کویر رو دوست دارم چون هیچوقت دلش رو فدای زبونش نمیکنه , یکرنگه وهمیشه خودشه !

من کویر رو دوست دارم چون کویر همیشه کویره ....!!!

گفت اگرسر دربیابان غمم خواهی نهاد

تشنگان را مجده ای از ما ببر , گفتم به چشم

این عکسها مربوط به کویر شرق کاشانه . تاسوعا و عاشورای 88 به همراه دوستم مصطفی مسیر بین ابوزیدآباد تا امامزاده آقاعلی عباس رو  2 روزه طی کردیم.وقتی به امامزاده رسیدیم , اونقدرآرامش داشتم که انگار تازه متولد شده بودم.

نظر بدهید...