طبیعت زیبای ایران

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

شهرستانک و کاخ ناصری

باورش برام سخت بود وقتی دیدم همچین جای قشنگی نزدیک تهران بوده ومن تاحالا ازش بیخبر بودم.جایی که هرجقدرهم مشکل پسند باشی,حتما ازش خوشت میادبرای هرسلیقه ای هم چیزی تو آستینش داره,چه اونهایی که میخوان ازطبیعت لذت ببرندوچه کسانیکه دنبال جاهای تاریخی هستند...بله... شهرستانک...!


 

برای رسیدن به شهرستانک بایدمسیری زیبا همراه با منظربدیع طبیعت رو طی کنیم.این مسیرازامامزاده داود واقع درشمال تهران شروع میشه وبعدگذشتن ازدره ای که به شمال شرقی امتداد داره وعبوراز ارتفاع 3600 متری,به دشت چمن مخمل وبعد کاخ ناصرالدین شاه ودر نهایت به شهرستانک میرسه.بهترین فصل برای این برنامه اواخربهار ونیمه پاییزه.زیبایی شهرستانک درفصل پاییز خیلی معروفه پس بهتره ازالان برای یکماه دیگه برنامه ریزی کنید.

بهمراه دوستم یحیی بعداز خوردن صبحانه درامامزاده داود,ساعت 8 راهی شدیم تاسفری رو که قبلا سه بار نیمه تموم رها کرده بودیم به پایان برسونیم.مسیرپاکوب دره مارو به نزدیک آبشاری رسوند که کمی بالاتراز اون چشمه ای قرارداشت که آب مردم امامزاده از اون تهیه میشد.برای صرفه جویی در وقت تصمیم گرفتیم از بین صخره ها میانبر بزنیم وراه اصلی رو رها کردیم.هرچند بعضی جاها خطرناک بودوماهم تجهیزات آنچنانی نداشتیم امالذت مخصوصی رو احساس میکردیم.تا یادم نرفته بگم جاداره از آقای سلیمی وهمسرمحترمشون که توین سفر با اونها آشنا شدم,کمال تشکر روداشته باشم.نزدیک گردنه ودر ارتفاع 3500متری چشمه ای عجیب وجود داره که گفته میشه آب اون برای دفع سنگ کلیه مفیده.این چشمه بعداز پیمودن مسیر 10 متری دوباره در دل زمین فرو میره همین موضوع پیداکردن اون رو تا حدی مشکل میکنه.

تقریبا ساعت 12 به گردنه رسیدیم امابادبقدری شدیدبودکه نتونستیم زیاد از منظر زیبای اطرافمون که روح آدمو جلا میداد لذت ببریم.از اینجا به بعد دیگه راه سرپایینی میشه وطبیعت منطقه با قبل از گردنه فرق میکنه.

تقریبا جایی اززمین نبود که سبزه وگلی درش نروییده باشه.همه جاسبزوخرم بودواحساس میکردم ذهنم خالی شده از هر آلودگی ورنگ وریا وکینه,هیچ قانون وهنجار وقیدوبندی که تاقبل از این پای فکرم بهش بسته شده بود,یادم نمیومد.طعم خوش رهایی ومستی وفراموشی رو با تمام سلولهای بدنم درک میکردم وآرزو میکردم اون لحظات تمومی نداشته باشند.بقول حافظ:

مابیغمان مست دل ازذست داده ایم

همراز عشق وهمنفس جام باده ایم

بهرحال از دشت زیبای چمن مخمل گذشتیم,دشتی وسیع وسرسبزوزیبا که فقط باید در بهارببینیش تا معنی زیبایی رو بفهمی.ساعت 5 بعدازظهربه کاخ ناصرالدین شاه رسیدیم که الان خرابه ای ازون باقی مونده.

این کاخ بین دو دره پرآب وسبز که چشمه سارهای زیادی داره وشاید یکی از خوش آب وهواترین مناطق ییلاقی تهران محسوب میشه,برای ناصرالدین شاه ساخته شد تا زمانیکه ایران درآتش ظلم وقحطی وناامنی وبیماری میسوخت,بساط عیش ونوش شاهانه دربارقاجار رو فراهم کنه.همون زمانیکه انگلیس وروسیه قسمتهایی از خاک کشورمون رو جداکردند وداشتندبرای چپاول صدسال آینده ایران برنامه ریزی میکردند...

حرف های زیادی برای گفتن از شهرستانک واطرافش داشتم اما به اینجا که رسیدم حالم منقلب شد.شاید کسی بتونه از سکوت من,حرفهام رو بشنوه  ...

بسی گفتیم وخاموشی گزیدیم

زگویایی به خاموشی رسییم

خداوندابه فضلت دل قوی باد

هرآن گوینده ای کزما کند یاد

کنون ما نیزخون خوردیم ورفتیم

به درد غصه زیرخاک خفتیم            (عطار)

نظر بدهید...